روز جمعه عجب حال عجیبی دارد

روز عید است ولی حال غریبی دارد

دشمن از جمعه و از عید ‌شما می ترسد

کفر از اینهمه امید شما می ترسد

شیعه امروز دگر هیبت مولا دارد

منتقم چون که بیاید تما شا دارد

فتنه گر رو به زوال است خدا می داند

آخر کار شغال است خدا می داند

ما همه منتظر هستیم که او بر گردد

دیده ها با قدم او منور گردد

‌شاعر شعر دیار است، که دیوانه ی اوست

چو گدایان همه جمعه در خانه ی اوست

دیار