بی برقی
مدتی هست که ما بی برق شدیم
ملتی در رنج و سختی غرق شدیم
سیدی بودما که نشناختیم که بود
او به ما آموخت که مشکل از چه بود
بد از او باز مشکلات هم چیده شد
هر چه او کرد کار خوب،مالیده شد
شد تورم بعد از ان دولت شدید
برق رفت و آب هم گشت نا پدید
دولتی آمد ،شعاری داشته چاق
شد گرانی و فشار از آن وفاق
ما سکوت کردیم،ولی بهتر نشد
مشکلات افزون گشت و حل نشد
حال یک مشکل جدیدا شد عیان
مشکلی که میکنم،با شعر بیان
مشکل از همسایه نا جور ماست
مشکل از حرف های با منظور ماست
ما شدیم غافل که دشمن هار شد
مشکلی دیگر ز نوع تکرار شد
از علیف که به ما کرده جفا
میکند دولت از ان مردک دفاع
منتظر هستیم شود روزی بهار
تا بیاید سیدی با ذولفقار
گشت طولانی فراقش ای(دیار)
گر بیاید میشود با او بهار
عزیز ریاحی/دیار
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم شهریور ۱۴۰۴ ساعت 11:45 توسط شاعر عزیز ریاحی بامدیریت مصطفی ریاحیفر
|